تبليغاتX
برای تو
برای تو



جدایی تا کی

خیلی سخته اون که میگفت واسه چشات میمیره، 

 بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره، 

 خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی، 

 اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی، 

 خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی، 

 وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی، 

 خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره 

ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره...

پنجشنبه سی ام مهر 1388 توسط زهرا |

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ديروز داشتيم جايي ميرفتيم سوار تاكسي شديم 

فكرشو كن تو ماشين 8 نفر بوديم

من روپاي يه بنده خدا نشسته بودم يكي ديگه روي پاي من نشسته بود

به طور خفني به ماشين فشار وارد ميشد

من از همون اول تا جايي كه پياده بشيم نگران اين بغل دستيم بودم

كه كنار در نشسته بود ميگفتم: الان يهو در باز ميشه قل ميخوره ميره وسط خيابون(اون موقع اي بهش ميخنديديم)

به هر خوشبختي (همون بدبختي خودمون) بود رسيديم

حتما اين ماشين پيش خودش ميگه اينا ديگه چه خسيسايي اند

بچه ها به نظر شما اين عكس قشنگههههههههههههههههههههه؟ (همتون با هم بلههههههههههههههههههههههه)

اين درخت گردو حياط پشتيمونه حدود 5 ماه پيش عكسشو گرفتم

 

شنبه بیست و یکم شهریور 1388 توسط زهرا |

معادله ی زن و مرد

مطلب زیر فقط جنبه طنز داره و ا صلا قصد جسارت به شما دوستان محترم را ندارد .


معادله ۱

انسان = خواب + خوراک + کار + تفریح

الاغ = خواب + خوراک

پس

انسان = الاغ + کار + تفریح

و بنابراین

انسان - تفریح = الاغ + کار

بعبارت دیگر

انسانی که تفریح نداره = الاغیه که فقط کار می کنه



معادله ۲

مرد = خواب + خوراک + درآمد

الاغ = خواب + خوراک

پس

مرد = الاغ + درآمد

و بنابراین

مرد - درآمد = الاغ

بعبارت دیگر

مردی که درآمد ندارد = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه


معادله ۳

زن = خواب + خوراک + خرج پول

الاغ = خواب + خوراک

پس

زن = الاغ + خرج پول

و بنابراین

زن - خرج پول = الاغ

بعبارت دیگر

زنی که پول خرج نمی کنه = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه



نتیجه گیری:

از معادلات ۲و۳ داریم:

مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمی کند

پس:

فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند.

و

فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.


بنابرین داریم ...

مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول


و از فرضهای ۱و۲ نتیجه منطقی و اخلاقی میگیریم که:



مرد + زن = ۲ الاغی که با هم به خوشی زندگی می کنند!

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 توسط زهرا |

تن امروز با د

 تا دیروز می گفتن دوست دخترامروز می گن داف(هر چند نمی دونن داف با چه الفیه)

- تا دیروز موهاشنو با ژل سیخ می كردن امروز با اندوگراف(هر چند شما پسرا عقلتون به اندوگراف نمی رسه)

- تا یروز ابروهاشونو بر می داشتن امروز تاتو می كنن(الگوشونم حامد هاكانه)

- تا دیروز رو كاغذ كاهی شماره مینوشتن امروز بیزینس كارت می دن(هیچ جا هم اعتبار داره)

- تا دیرزتریاك رو چراغ نفتی دود می كردن امروز رو شومینه(معتادا هم معتادای قدیم)

- تا دیروز تو كوچه بنبست قرار می ذاشتن امروز تو كافه تریا(زودم قهر می كنن پولشونو دختره حساب كنه)

- تا دیروز سقز می تركوندن امروز اكس می تركونن(سقزم بهشون توهم می داده)

- تا دیروز آشغال دم در می ذاشتن امروز خودشونم با اشغالا وا می سن دم در(اونم با عینك دودی)

- تا دیروز ساعت 9 می خوابین امروز اصلا شبا خونه نمی یان كه بخوابن(كارتون خواب می شن)

- تا دیروز مرطوب كننده ی گل پسند می زدن امروز كرم پودر ساویز(خارجی شو می خوای چكار)

- تا دیروز عطر كبرا می زدن امروز noxa می زنن(ولی بازم بو گند می دن)

- تا دیروز دخترا رو سوار می كردن امروز به دخترا سواری می دن(خر سواری دلا دلا نمی شه)

- تا دیروز واسه سگشون قلاده می خریدن امروز واسه خودشون می خرن(واق واقم می كنن)

- تا دیروز كارت تلفنشونو پرس می كردن امروز سیم كارتشونو پرس می كنن(ولی بازم همراهشون به علت بدهی قطع می شه)

- تا دیروز ریش آیت اللهی می ذاشتن امروز ریش بزی بزی(گرگم می خورتشون)

- تا دیروز آتاری بازی می كردن امروز دختر بازی می كنن(همیشه هم گیم اوور می شن)

- تا دیروز با درو دیوار عكس می
نداختن امروز با درو داف

شنبه سوم مرداد 1388 توسط زهرا |

بهترین رپری که من دوسش دارم

سه شنبه سی ام تیر 1388 توسط زهرا |

زديم تركونديم بابا

يادمه يه روززنگ اخر بود معلم نداشتيم  با بچه ها خوش و خرم نشسته بوديم تو حياط مدرسه يهو يه خانومه با ماشينش اومد تو حياط پرسيد:بچه ها دفتر مدرسه كجاست؟ ما هم كه فكر كرديم مادر يكي از بچه هاست نگو كه يه معلمه بوده ولي ما نميشناختيمش شروع كرديم به مسخره كردن بهش گفتيم :اول حياط مدرسه رو دوبار دور ميزني ميرسي به سالن بعد سمت چپ ميري اونجا در نداره برميگردي بعد ميري سمت راست ولي اونجا دفتر نيست ميري سالن بالا دنبال دفتر ميگردي ولي اونجا هم نيست بعدش مياي پايين ته سالن اونجاست (اخر سر هم ادرس  ابدارخونه رو بهش داديم ) بعدشم كلي خنديديم اونم رفته بود پيش مديرمون شكايتمونو كرده بود بعدش هم يه تعهد حسابي هممون داديم تازه به ما ميگفت اراذل اوباش مدرسه روز اخر بود با ماشينش اومده بود مدرسه مون چند تا از بچه ها لاستيكاشو پنچر كردند منو يكي ديگه با سكه روي ماشينش نوشتيم خيلي دوستت داريم خانم....... از طرف اراذل مدرسه راستي ماشينش 206بود ديگه پيدامون نميكنه ولي اگه گيرمون بياره چوب تو ...... ميكنه

جمعه دوازدهم تیر 1388 توسط زهرا |

My eye…Miss u

My feel…Love u

My mind…Call u

My life…Is u

My lips…Kiss u

My hand…Need u

My heart…Just u

I will die…With out u

جمعه بیست و دوم خرداد 1388 توسط زهرا |

اس ام اس های عاشقانه

عشق مانند شن روان است، اگر به آن چنگ بزنید از میان دستان شما خواهد لغزید، به آرامی پیمانه ای از آن بردارید تا روح شما را لبریز کند. همچنان که شن در جستجوی پر کردن فضای خالی دستان شماست

          ...............................................................................

ای كاش آشنائیها نبود یا به دنبالش جدایی ها نبود
یا مرا با او نمی كردی آشنا یا مرا از او نمی كردی جدا

          ...............................................................................

می رسد روزی كه بی من روزها رو سر كنی
می رسد روزی كه مرگ رو باور كنی
می رسد كه تنها در كنار قبر من شعر های
 كهنه ام رامو به مو از بر كنی

           ..............................................................................

وقتی كه بارون میاد هر چند تا قطره كه تونستی بگیری منو دوست داری  و هر چند تا كه نتونستی بگیری من تو رو دوست دارم

            .............................................................................

اگه 1 روز نتونستی گناهه کسی رو ببخشی از بزرگیه گناهه اون نیست از کوچیکیه
قلبه تو
..................................................................................
تا حالا به رفاقت چشمات توجه کردی با هم نگاه میکنن با هم باز میشن با هم بسته میشن با هم اشک میریزن کاش ما هم از چشمامون یاد بگیریم
....................................................................................

آخرین پیغام زلیخا به یوزارسیف:

یوسف جون بیا...قصر خالیه، هیچکی نیست... الان وقتشه!

................................................................................

میگن وقتی بارون بیاد قورباغه ها 10دقیقه زودتر می فهمند. قربونت یه خبر هم به ما بده لباسها رو از حیاط جمع کنیم.

..............................................................................


 

دوشنبه پنجم اسفند 1387 توسط زهرا |

........

به کی بگم که دوریش خواب شبامو برده

همین روزاست بهت بگن چشم انتظارت مرده

دلم برات تنگ شده دنیا دلش سنگ شده

میدونه خیلی پیرم بدون تو میمیرم

شنبه چهاردهم دی 1387 توسط زهرا |

طلسم...

 اگه دوستش داری بهش خیانت نکن.......

جمعه هجدهم مرداد 1387 توسط زهرا |



به تلافی لحظه های تاریک و سرد زمستان با صدای تو در امده ام با صدای تو که میگفتی من و تو را هیچ غروبی در پاییز هیچ بادی در زمستان و هیچ جویباری در بهار از هم جدا نمیکند
zahrakoohsary@yahoo.com

RSS 2.0

Design By Parstheme